گوهر دانلود

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


همه داستان هاي سک در yahoo
 
داستان سکسی — کس دادن نیوشا به دکتر
https://dastansexy.tumblr.com/post/…/کس-دادن-نیوشا-به-دکتر
Translate this page
از 26 سالگی که با دوست پسر فابریکم بهم زدم تا الان 5 تا دوست پسر داشتم که با یکیشون سکس داشتم که البته با این داستان میشه دو تا. … گردنمو لیس میزد نفساش که یه کم بوی مشروب میداد حشری ترم میکرد،با دستاش همه جامو فشار میداد بخصوص سینه هام ، قسمت جالبش اینجا بود که یهو از روم پاشد گفت نیوشا ازت یه خواهش دارم گفتم …
داستان سکس سارا و محمّد | داستان سکسی
https://iranaks.wordpress.com/2010/07/…/داستان-سکس-سارا-و-محمّ…
Translate this page
Jul 14, 2010 – داستان سکس علیرضا و ژینا … هتل واسم رزرو كرد و قرار شد كه من 10 روز اونجا بمونم و اون همه جا رو بهم نشون بده. … دوباره ساعت8:30 اومد, من همه كارامو كرده بودم فقط مي خواستم يه كم ارايش كنم كه محمد اومد پشت من وايساد و شروع كرد موهامو نوازش كردن و بعدش يواش يواش رسيد به بدنم در عين حال هم بوسه هاي كوچك از پشت گردنم مي كرد …
داستان سکس مهتاب با استاد محمدی | داستان سکسی
https://iranaks.wordpress.com/…/داستان-سکس-مهتاب-با-استاد-محمد…
Translate this page
Jul 15, 2010 – داستان سکس با شیما (خواهرزن) … همه بهم میگفتن دختر خیلی خوشکلی هستم و اگه اینقدر گند دماغ و درس خون نبودم تا حالا باید ازدواج میکردم ولی برای خودم بیشتر درسم مهم بود و اینکه چه قیافه یا تیپی داشته … اون روز یکی از روز های اردیبهشت 85 بود که من برای شرکت توی آخرین جلسه ی کلاس استاد محمدی* رفتم دانشگاه.
Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 4 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1255_4.html
Translate this page
سمیرا یه دختر زبر و زرنگ بود توی مدرسمون که هر کی هر فیلمی می خواست میرفت سراغ اون چون همه جور فیلمی داشت کماندویی ، جنایی ، پلیسی ، ترسناک ، وسترن ، و …. اما فیلمی که من ازش گرفته بودم رو بگم … یه روز تو کلاس که سمیرا فیلمای بعضی از بچه ها رو داد به من که تازه باهاش دوست شده بودم و خود سمیرا هم می گفت منو خیلی دوست …
من و عموم (قسمت سوم) | داستانهای قشنگ و زیبا
https://dastans3x.wordpress.com/2008/04/09/من-و-عموم-قسمت-سوم/
Translate this page
Apr 9, 2008 – صبح که به مدرسه رفته بودم یک جورایی می خواستم به همه بچه ها که با هم یکمی صمیمی بودیم بگم که با کامی سکس داشتم. فردای آن روز که از خانه کامیار اومدم. صبح که به مدرسه رفته بودم یک جورایی می خواستم به همه بچه ها که با هم یکمی صمیمی بودیم بگم که با کامی سکس داشتم. کلآ سکس با کامیار شاید سکسی پر از لذت …
من و عموم (قسمت چهارم – عروسی) | داستانهای قشنگ و زیبا
https://dastans3x.wordpress.com/…/من-و-عموم-قسمت-چهارم-–-عروسی/
Translate this page
Apr 9, 2008 – اول می خواستم که برم و لباس هام رو عوض کنم و آرایش هام رو پاک کنم که عموم که معلوم بود حسابی حشری هست من رو برد تو خونه تا در پشت سرمون بسته شد عموم سریع بغلم کرد و لباش رو گذاشت رو لبام چیزی که بازم برام جالب بود که کم کم سکس های عموم هم داشت با اولین سکس ها فرق می کرد و فکر کنم خیلی تو سکس …
دوست پسر وحشیم | داستان سكسي
https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/دوست-پسر-وحشیم/
Translate this page
Jun 25, 2011 – چند ماه پیش مامان و بابا ی نیما رفته بودن کانادا پیش برادرش ولی نیما به خاطر کار سربازیش نتونسته بود باهاشون بره و به خاطر همین هم هر شب خونشون پاتوق بود و دوستها همه جام میشدن اونجا. البته من کمی محدودیت داشتم و فقط هفته ای ۲ بار میرفتم پیشش و تقریبا همه کار میکردیم ولی هیچوقت کامل سکس نداشتیم.
عشق و شهوت | داستان سكسي
https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/عشق-و-شهوت/
Translate this page
Jun 25, 2011 – يه چند تا نكته بگم قبول دارم شما دوستاني كه اينجا اين داستان ها رو ميخونيد به فكر داستان هاي خوب و عالي هستين كه واقعا حس شهوت رو بوجود بيارن و وقتي 2 كلمه از داستان رو مي خونيد و ميفهميد يه بچه اوسكول جقي نشته و رويا پردازي ميكنه واقعا اون همه شهوت به خشم تبديل مي شه و اژدها وارد مي شود . فحش ها رو مي كشيد به …
سکس بدنسازها با زنم هانیه | yayasamana
https://yayasamana.wordpress.com/…/سکس-بدنسازها-با-زنم-هانیه/
Translate this page
Nov 19, 2014 – من و زنم حدود سه‌ سال است ازدواج کرده ایم.زندگی‌ سکسی‌ ما خیلی‌ معمولی‌ بود و دو سه‌ بار در هفته با هم سکس داشتیم.گاهی برام ساک میزد اگه تو مودش بود حسابی‌ میخورد و بعد من میکردمش.من ۲۸ سال دارم و زنم ۲۱ سال.همیشه می‌خواستم طوری بکنم که دردش نیاد.اما نمی‌شد و حس میکرد…
داستان سکس با زن مردم – داستان سکسی – WordPress.com
https://hotweblog.wordpress.com/2008/…/داستان-سکس-با-زن-مردم/
Translate this page
Apr 24, 2008 – سکس با زن مردم تازه داشتم در مغازه را می بستم که برم خونه. ساعت حدود 9 شب بود.یه خانوم و اقایی وارد مغازه شدن و گفتن اقا تعطیل کردین؟ گفتم اره انشاالله فردا. یه کیس دست اون اقا بود و گفت: این سیستم ما مرتب هنگ می کنه. گفتم بذارین درستش می کنم فردا…

 







NS