گوهر دانلود

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان منومادر
 
مامانم | داستان سکسی
https://parsgfx.wordpress.com/2010/07/10/مامانم/
Translate this page
Jul 10, 2010 – سلام اسم من حامد و بست وچهار سالمه. تنها بچه خانوادهام به قول گفتنی یکی یکدونم مادرم اون موقع سی و شش سالش بود و بابام شش سال پیش رفته به انگلیس تا مثلا کار کنه. توی این شش سال فقط از داشتن پدر نامه میاد و بعضی وقها پول . بگذریم تا اونجاییکه یادمه…
سکس من و مادر بزرگم | داستان سكسي
https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/سکس-من-و-مادر-بزرگم/
Translate this page
Jun 25, 2011 – من احسانم 27 سالمه خاطره ای که دارم مربوط میشه به10 سال پیش . قبل از شروع لازمه که بگم تمام مطلب عین حقیقت و اتفاق افتاده. سکس با مامان بزرگ از اونجا شروع شد که یه شب گرم تابستون توی ایوون خونه ی مامان بزرگ خوابیده بودم و مامان بزرگمم که اسمش شهلاس کنارم…
دید زدن مامانم آتوسا | داستان سکسی
https://parsv.wordpress.com/2010/07/10/دید-زدن-مامانم-آتوسا/
Translate this page
Jul 10, 2010 – من سامان 19 سالمه و در شرق تهران ساکنم من زیاد از دختر و از این چیزا خوشم نمیاد و بیشتر دنبال زنهای جا افتاده 35 تا 47 هستم یکی مثل مامانم. راستی مامانم آتوسا 45 سالشه و نسبتا هیکل خوبی داره با یه شکم نقلی که آرزومه که زیره شکمشو ببینی. بگذریم. یه روز…
مادر شوهر | شهوتناک نوستالژی
www.shahvatnaak.com/داستان-سکسی/مادر-شوهر/
Translate this page
Dec 27, 2011 – سلام مدتي است كه داستانهاي شما دوستان را مي‌خوانم براي همين تصميم گرفتم تا دا ستان لز خودم با مادر شوهرم شهربانو جون را براتون تعريف كنم من شهين هستم 30 سالمه و يكساله كه عروسي كردم. قدم 175 وزنم 70 چشمام قهوه‌اي و پوست نسبتا سفيدي هم دارم. من اهل يه خانواده شش نفره‌ام كه كلي هم مذهبي هستند از اونجا كه خونه ماكوچك …
Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 73 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1255_73.html
Translate this page
کردن مامان پری دیگه باید با مامانم سکس می کردم . واقعا” خسته شده بودم اینقدر که گشتم تو نت و فیلم سکس با مادر رو دانلود کردم و به یاد مامانم جق میزدم نمی دونم اما همه ی زندگیم شده بود عصاب خوردی و استرس آره شاید خیلیا فوش بدین یا بدین آشغال میرفتی جنده می کردی اما من واقعا” اینم رفته بود تو مغزم که چر آدم نباید بتونه مادرشو بکنه .
داستان مادر شوهر خوب من – بیتوته
www.beytoote.com/fun/fiction-vocal/story-mother-law.html
Translate this page
پدر همسرم سال‌ها پيش، قبل از اين‌كه ما ازدواج كنيم فوت كرده بود. همسرم آخرين فرزند خانواده است و مدت مديديرا با مادرش تنها زندگي مي‌كرده و همين مسئله سبب شده است مادر او وابستگي زيادي نسبت به همسرم داشته باشد به‌طوري كه گاه از خودم مي‌پرسم او چه‌طور توانسته اجازه بدهد كه حميد ازدواج كند. اين وابستگي باعث دردسرهاي زيادي براي من مي‌شود …
ببخشید مادر – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/مادر
Translate this page
ببخشید مادر. 1396/1/30. داستان یه مقدار طولانیه اما پیشنهاد میکنم که،بخونیدش. صدای آب،باعث بی خوابی من بود. زیر پتو بودم… و صدای برخورد آب دوش حمام با کاشی های کف حمام،نمیزاشت بخوابم! پتو رو تا روی سرم بالا آورده بودم اما باز هم صداش توی سرم با قهقه های بلند بلندش،میگفت که،خوابتو گرفتم ها! انگار قرار نبود بخوابم.
من و مامان فاطمه
https://shahvani.com/dastan/من-و-مامان-فاطمه
Translate this page
من و مامان فاطمه. 1393/2/2 …سلام …اسم من امین 17 تمومم 171 قد دارم یک کیر کلفت و درازی دارم نه تا اونحدود تا حدود 16 یا 17 یا 18 یعنی درست اندازش نگرفتممریضم نیستم تندازه بگیرم . از مشخصات مامانم اینه که …. و اما نظر آخه پسرک جقی اول جقتو میزدی بعد میومدی داستان مینوشتی اول میگی 17 سالمه بعد به مامان جندت میگی 18 سالمه
سکس با مامان Archives | صد داستان سکسی
shahvatnak.com/category/سکس-با-مامان/
Translate this page
… سکس با مامان. کی‌ از مامانم بهتر. ارسال در فوریه 13, 2018 به دست ادمین — بدون دیدگاه ↓. سلام من امیررضا هستم ۱۹ سالمه و داستانی که میگم بر میگرده به ۱۷ سالگیم… *** از ظاهرم بگم که یک ظاهر معمولی دارم و پوست سفید و بدنم هم نه چاق نه لاغر ما یک خانواده ۴نفره هستیم و ادامه مطلب →. ارسال‌شده در سکس با مامان | دیدگاهی بگذارید …
داستان زیبای من و مامان نگین 18+ – ایران ناز
www.irannaz.com/my-beautiful-mommys-story-and-setting-18.html
Translate this page
سلام.من بابک هستم و 16 سالمه.از زمانی که به دنیا اومدم پدرم فوت شده بود و من و مامانم تنها زندگی می کنیم.من تا حالا فکر می کردم بابام خیلی پولدار بوده چون مامانم هیچوقت من رو بی پول نذاشته و هیچوقت نشده که مثلاً پول تو جیبی نداشته باشم خلاصه اصلاً مشکل اقتصادی رو احساس نمی کردم تا الان. داستان از این جا شروع میشه که من یه روز به …

 







NS