گوهر دانلود

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان زوري با خاله
 
سکس با خاله | داستان سكسي
https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/سکس-با-خاله/
Translate this page
Jun 25, 2011 – سلام این خاطره ای که می خوام براتون بنویسم مال 2 سال پیشه مال زمانیه که من هنوز سربازی نرفته بودم آخه الان من سربازم اسمم رضو الان 22 سالمه. شوهر خالم به دلیل اینکه راننده ماشین سنگین بود بعضی شبا خونه نبود و من میرفتم پیشه خالم البته خالم 2 تا پسر و 1 دختر داره که یکی از پسراش هم سن منه داستان از اونجایی …
شب فراموش نشدنی | داستان سكسي
https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/شب-فراموش-نشدنی/
Translate this page
Jun 25, 2011 – سعيد با ناله : هومن آب دستته بزار زمين و بيا اينجا – چيه ؟ باز خونه رو خالي ديدي چه گندي بالا آوردي؟ آخه خواهر و مادرش واسه سه ماه رفته بودن آلمان پيش داداشش، باباش هم دو سالي بود كه فوت كرده بود. سعيد: گند چيه؟ دارم از دل درد ميميرم….. حالم اصلا خوب نيست …… بيا منو …….. صداي بوق اشغال توي گوشي پيچيد، مثل اينكه …
ازدواج پر ماجرای مرجان | داستان سکسی
https://parsgfx.wordpress.com/2010/07/10/ازدواج-پر-ماجرای-مرجان/
Translate this page
Jul 10, 2010 – من فرهاد هستم و 26 سالمه . اواخر سال 83 که 23 سالم بودم ، پرایدم را به مریم خانم (مادرمرجان ) فروختم و از همان زمان خانواده ما و خانواده آنها تا حد خاله و عمه هایم با هم رفت و آمد پیدا کردیم . خانواده آنها از مرجان خانم ، شوهرش ، پسر 20 ساله و دختر 17 ساله اش ( مرجان ) تشکیل می شد . من همیشه دوست داشتم با همسر آینده ام اختلاف سن بیشتر …
داستان سکس با سعیده (دخترخاله) | داستان سکسی
https://iranaks.wordpress.com/…/داستان-سکس-با-سعیده-دخترخاله/
Translate this page
Jul 14, 2010 – اون دوسال از من بزرگتره وقتی که بچه بودیم زیاد با هم بودیم تا اینکه یه کم بزرگتر که شدم .اون جلوی منلباسای تنگ و چسبون میپوشید و یا اینکه جلوی من لباسش رو عوض میکرد و منم که تازه فهمیده بودم کهدختر چه نعمت گرانبهایی هستش از فرصت استفاده میکردم و قشنگ تمام بدنش…
لز زوری مینا با یه دختر دبیرستانی | داستان سکسی
https://parsv.wordpress.com/…/لز-زوری-مینا-با-یه-دختر-دبیرستا…
Translate this page
Jul 10, 2010 – سلام.من اسمم میناست و 32 سالمه ازدواج کردم ولی هنوز بچه دار نشدم،قدم حدود 170 سانت و 68 کیلو هم وزنمه کلا دختر درشتی هستم.خاطره ای که میخوام براتون بگم مربوط به 2 ماه پیش میشه.ساعت 2-3 بعد از ظهر بود که داشتم پشت فرمون ویتارای مشکیم که شوهرم برام خریده میرفتم خونه.داشتم از یه…
Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 16 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1255_16.html
Translate this page
۱۶ ساله اسم من كوروش و 16 سالمه امروز ميخوام خاطرم رو براتون تعريف كنم.الانكه دارم اينا رو تايپ ميكنم دارم از شق درد ميمرم خلاصه بريم سر اصل مطلب:من مادر پدرم از هم جدا شدن و من و مادرم پيش مادربزرگم زندگي ميكنيم مادرم از صب.
Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 78 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1255_78.html
Translate this page
صبحانه ی هوس ادامه داستان برادر واقعی -بلند شو خواهری من دارم میرم خرید میای؟ چشمام رو به زور باز کردم.دستاش رو روی کونم حس میکردم و لذت می بردم.دوست داشتم ادامه بده ولی عجله داشت. -نه رضا امروز حوصله ندارم…به آهستگی گف.
زن دایی | bustedballs
https://bustedballs.wordpress.com/2013/04/14/زن-دایی/
Translate this page
Apr 14, 2013 – هفته ی بعد این اتفاق روزجمعه که تازه چند روزی بود خوب شده بودم خاله ام با دختراش اومده بودن خو نه ی ما مامان و خاله ام رفته بودن طبقه ی پایین ظهر بود من اومدم طبقه ی بالا تا چند تا سوال ریاضی رو زن داییم واسم حل کنه با هر دو تا دختر خالم داشتن توی اتاق درباره ی این که هفته ی قبل چه بلایی سر من آورده حرف می زدن دختر خاله …
کردن عمه ى پيرم تو حموم – دانلود مستقیم فیلم و عکس سکسی
vatan.4forum.biz › داستان سکسی
Translate this page
Jan 2, 2015 – بريم سر اصل مطلب من 4 تا عمه دارم که همشون شوهر و بچه دارن ولى بزرگترين عمم بچه نداره و به دليله خيانت شوهرش ازش جدا شده. من عمه بزرگمو خيلى دوس دارم و هر وقت چيزى برا خونه خودمون بگيرم حتما برا عممم ميگيرم.داستان از اون روزى شروع شد که من نزديکاى ظهر به عمم زنگ زدم و گفتم عمه فرح واسه خونه سيب زمينى گرفتم و …
مکان با خاله – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/مکان-با-خاله
Translate this page
Jan 1, 2013 – (جوِ داستانهای سکسی منو گرفته بود)من بعد از ماساژه بالا تنش ازش پرسیدم که پاهاشم ماساژ بدم اون خجالت کشید و رفت زیر پتو منم اجازه گرفتم تا دوباره بوسش کنم که گفت جو فیلم نگیرتت!(با حالت خنده)منم چون زیاد داستان خونده بودم فکر کردم حشری شده چون حدود یک سال بود که سکس نداشته!واسه همین هم لبش رو به …

 







NS